محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
277
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
نشسته بود - كسى كه خروج بنى اسرائيل از مصر نيز در اواخر روزگار او بود - آن را با گزارشهاى تورات و قرآن كه انگيزهء گريز موسى از مصر به مدين را كشتن ناخواستهء مردى مصرى مىدانند . « 1 » ناسازگار خواهيم ديد . گذشته از اين ، اگر سخن « گارستلينگ » كه گريز موسى را پيامد بر تخت نشستن تحوتمس سوم مىداند ، درست باشد ، بايستى موسى تا پس از مرگ او به مصر بازنمىگشت ، به ويژه كه از تورات نيز برمىآيد كه يكى از انگيزههاى بازگشت موسى به مصر ، مردن همان كسى بوده است كه مىخواسته موسى را قصاص كند . « 2 » افزون بر اينها ، اگر ويرانى « اريحا » در سالهاى 1407 يا 1400 پيش از ميلاد بوده است ، ناگزير بايد چنين پيشآمدى در اواخر روزگار تحوتمس چهارم يا اوايل روزگار آمنحوتپ سوم روى داده باشد و در اين هر دو روزگار بىگمان امپراتورى گستردهء مصر همچنان بر آسياى غربى دست داشته است . چرا كه تحوتمس چهارم يكى از بزرگترين و تواناترين فرعونهاى مصر بوده و در پاسدارى از گسترهء امپراتورى به خوبى از عهده برآمده است . آمنحوتپ سوم نيز دست كم در نيمهء نخست فرمانروايىاش ، بزرگترين فرمانرواى خاور نزديك بوده است . در اين جا اين پرسش پيش مىآيد كه در چنين روزگارى كه كنعان يكى از سرزمينهاى مصرى به شمار مىآيد ، چگونه اسرائيليان توانستند وارد آن جا شوند و سپس شهرهاى اريحا ، عامى ، بيت ايل و چندين شهر ديگر فلسطين را ويران كنند ، بىآن كه فرعون از جا بجنبد و هم چنان خاموش تماشاگر ويرانگرىهاى آنان باشد ؟ و راستى را كه چنين چيزى را به آسانى نمىتوان پذيرفت ، مگر اين كه دليلها و نشانههاى آشكار و استوارى بر آن به دست آيد ، چيزى كه نه تنها تا كنون به دست نيامده ، بلكه از هر سوى شك و شبهههاى بسيارى نيز آن را فرا گرفته و راه پذيرش آن را دشوار ساخته است . و از اينجاست كه من در درستى اين ديدگاه بسيار دو دل و ناباورم . 14 . كاوشگران دانشگاه استراسبورگ در سال 1965 ميلادى در معبد « آمنحوتپ » سوم در « صولب » در توبهء سودان ، نص و نوشتهاى يافتهاند كه در آن نام پارهاى از قبيلههاى بيابانزى روزگار « آمنحوتپ » سوم آمده است . نام يكى از اين قبيلهها « يهوه » است . و شايد بتوان از اين
--> ( 1 ) . سورهء قصص ، آيات 15 - 22 ؛ سفر خروج ، 2 : 11 - 15 . ( 2 ) . سفر خروج ، 2 : 23 - 25 ، 4 : 19 .